خبرگزاری مهر-دین، حوزه و اندیشه-سعید داوودی*:بر اساسِ توحید افعالی، سررشتهی همه امور به دستِ قدرتِ بیکرانِ خداوندِ قادرِ متعال است. اوست که عزت میبخشد و اوست که ذلت و خواری میدهد.
برهمین اساس، قرآنِ کریم میفرماید: «قُلِ اللَّهُمَّ مَالِکَ الْمُلْکِ تُؤْتِی الْمُلْکَ مَنْ تَشَاءُ وَ تَنْزِعُ الْمُلْکَ مِمَّنْ تَشَاءُ وَ تُعِزُّ مَنْ تَشَاءُ وَ تُذِلُّ مَنْ تَشَاءُ بِیَدِکَ الْخَیْرُ إِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ بگو: بارالها! تویی مالکِ سراسرِ حکومتها؛ به هر که بخواهی، حکومت میبخشی و از هر که بخواهی، حکومت را میگیری؛ هر که را خواهی، عزت میدهی و هر که را خواهی، خوار و ذلیل گردانی. همهی خوبیها به دست توست؛ که تو بر هر چیزی قادری.» (آلعمران، ۲۶).
بیگمان، ارادهی الاهی و مشیتِ ربانی، بیحساب و کتاب نیست و بر پایه حکمت و مصلحت جریان مییابد؛ لیکن، ایمان به این حقیقت که چرخِ جهان به دستِ خداوند متعال میچرخد، به مؤمن، قوتِ قلب میبخشد و او را در مسیرِ پرتلاطمِ زندگی، راسخ و استوار میگرداند.
خداوندی که مالکِ تمامِ عالَم است و جهان آفرینش به یَد قدرتِ بیکرانِ اوست، میتواند از جایی که ذرهای گمان نمیبریم، به مؤمنان یاری رساند و دشمنان را از همان نقطهای که گمان دارند نقطه قوت و ستونِ قدرتِ آنهاست، به زیر کشد و خوار و ذلیل گرداند.
نمونههایی از این دست در قرآن کریم بیان شده که بشارتی است برای مؤمنانِ راستین.
نمونهی نخست، داستانِ حضرت یوسف علیهالسلام است که برادرانش، از سرِ حسادت و برای دور کردنِ او از چشمِ پدرشان یعقوب، او را به چاه افکندند و سپس به کاروانی فروختند تا از نظرِ پدر پنهان بماند و خود، موردِ توجه و لطفِ پدر قرار گیرند (یوسف/۹). لیکن، نتیجه این خباثت، منفور شدنِ آنان نزد پدر و در نهایت، سروری و بزرگی یوسف و اعترافِ برادران به برتری و عظمتِ آن حضرت بود: «قَالُوا تَاللَّهِ لَقَدْ آثَرَکَ اللَّهُ عَلَیْنَا وَإِنْ کُنَّا لَخاطِئِینَ؛ گفتند: به خدا سوگند، خداوند تو را بر ما برگزید و ما قطعاً خطاکار بودیم.» (یوسف/ ۹۱)
نمونهای دیگر، داستانِ موسی علیهالسلام است. در حالی که کاهنان به فرعون خبر دادند پسری از بنیاسرائیل، تاج و تختِ او را نابود خواهد کرد، برای جلوگیری از این پیشبینی، دستورِ قتلِ همه نوزادانِ پسر را صادر کرد؛ لیکن، خداوند موسی را در خانه فرعون و در دامنِ همسرِ فرعون پرورش داد و بزرگ گرداند تا همان نوزادِ از آبگرفتهشده، مایه هلاکتِ فرعون و برچیدنِ حکومتِ فرعونیان گردد. و خداوند با قدرتِ فائقه خویش، آنان را در هم کوبید: «فَدَمَّرْناهُمْ تَدْمِیرا؛ ما آنها را بهشدت در هم کوبیدیم و نابود ساختیم.» (فرقان/ ۳۶)
موردی دیگر از قدرتنماییِ خداوندِ قادر در صدرِ اسلام، در هم کوبیدنِ یهودِ بنینضیر است. آنان به سببِ پیمانشکنی و خیانت به رسولِ خدا صلیاللهعلیهوآله و توطئه قتلِ آن حضرت، مستحقِ مجازات بودند. برای در امان ماندن از عذاب، به دژهای مستحکم و قلعههای نیرومند پناه بردند؛ لیکن، به قدرتِ الاهی و از جایی که ذرهای گمان نمیبردند، شکست خوردند: «هُوَ الَّذِی أَخْرَجَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ لِأَوَّلِ الْحَشْرِ مَا ظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا وَظَنُّوا أَنَّهُمْ مَانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ مِنَ اللَّهِ فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا وَقَذَفَ فِی قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدِیهِمْ وَأَیْدِی الْمُؤْمِنِینَ فَاعْتَبِرُوا یَا أُولِی الْأَبْصَارِ؛ او کسی است که کافرانِ اهلِ کتاب را در نخستین برخورد [با مسلمانان] از خانههایشان بیرون راند. گمان نمیبردید که آنان بیرون آیند و خودشان نیز میپنداشتند که دژهای محکمشان، آنان را از عذابِ الاهی باز میدارد. اما خداوند از جایی که هرگز گمان را نمیبردند، به سراغشان آمد و در دلهایشان رعب و وحشت افکند؛ بهگونهای که خانههای خود را با دستهای خویش و با دستِ مؤمنان ویران میکردند. پس ای اهلِ بصیرت، عبرت بگیرید!» (حشر/ ۲)
کشورِ ما نیز در طولِ سالیانِ مبارزه و مقاومت، بارها شاهدِ قدرتِ الاهی در خذلانِ دشمنان و پیروزیِ جبهه حق بوده است. خداوند از جایی دشمنان قدرتمند را شکست داد که گمانش نمی رفت.
ریشه پیروزیِ انقلاب، در آن زمان نهفته بود که رژیمِ پهلوی در اوجِ قدرت و شکوه بود. با افزایشِ قیمتِ نفت، از توانمندیِ مالیِ کمنظیری برخوردار گشت. مخالفان را بهسختی سرکوب کرد؛ با قراردادهای نظامیِ گسترده با آمریکا و اروپا، لقبِ «ژاندارمِ منطقه» را از آن خود کرد. لیکن، در اوجِ قدرت و مستیِ غرور، خدایِ قادر، به دستِ مردمِ ایران و با رهبریِ امامِ خمینی قدس سره ، او را به زیر کشید و تاج و تختِ ستمکارانهاش را بر باد داد و به خاک افکند
جنگِ تحمیلیِ صدام علیه ایران نیز در زمانی آغاز شد که جمهوری اسلامی، پس از پیروزی انقلاب و فروپاشیِ ارتش و توطئههای گوناگونِ دشمنانِ داخلی و خارجی، در ضعفِ دفاعیِ عمیقی فرو رفته بود. همین، سببِ جراتِ صدام برای حمله برقآسا به ایران و تصرفِ بخشِ عظیمی از خاکِ میهن گردید. لیکن، به فضلِ الاهی، به شکستِ سختی گرفتار آمد و در نهایت، توسطِ همان کسانی که او را به حمله ترغیب کرده بودند، حکومت و قدرتش متلاشی گشت و خودش به دستِ عدالتِ الاهی سپرده شد.
امروز نیز، در زمانی که کشور با حمله همهجانبه و گسترده دشمنِ آمریکایی-صهیونیستی مواجه شد، باورِ دشمن بر فروپاشیِ نظام در مدتِ دو تا سه روز بود؛ با هدفِ قرار دادنِ رهبریِ مقتدرِ نظام و بخشی از سرانِ نظامی و امنیتیِ کشور. لیکن، هرچه از آغازِ جنگ گذشت، ضعفِ دشمن و اقتدارِ ایرانِ اسلامی آشکارتر گشت؛ بهگونهای که ایستادگیِ ایران، اغلبِ کارشناسانِ نظامی و سیاسیِ جهان را به حیرت و شگفتی واداشته است.
این بار نیز، مددِ الاهی و نصرتِ حضرتِ حق، میتواند شگفتیِ دیگری را در عصرِ حاضر رقم زند و خذلان و شکستِ فضاحتباری را نصیبِ دشمنانِ خدا و ملت گرداند.
*حجت الاسلام دکتر سعید داوودی عضو هیأت علمی گروه قرآن پژوهی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی


نظر شما