۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۵:۳۰

وقتی سقوط یک بالگرد، ۱۹ زاویه دید پیدا می‌کند

وقتی سقوط یک بالگرد، ۱۹ زاویه دید پیدا می‌کند

کتاب «به تماشا نمی‌شود» با ۱۹ روایت از مواجهه با شهدای پرواز اردیبهشت ۱۴۰۳، تصویری چندصدایی از یک حادثه ملی ارائه می‌دهد.

به گزارش خبرنگار مهر، حادثه سقوط بالگرد حامل رئیس‌جمهور و همراهانش، تنها یک خبر فوری یا رخدادی سیاسی نبود؛ اتفاقی بود که برای ساعت‌ها افکار عمومی را درگیر خود کرد و میان امید، اضطراب و انتظار معلق نگه داشت. در همان ساعاتی که خبرها ضدونقیض منتشر می‌شد، گروه‌های امدادی در دل مه و باران به جست‌وجو ادامه می‌دادند، رسانه‌ها روایت‌های پراکنده مخابره می‌کردند و مردم، چشم‌انتظار خبری قطعی بودند. کتاب «به تماشا نمی‌شود» نوشته زینب علی‌اشرفی‌زکی، تلاشی است برای ثبت همین لحظه‌ها؛ لحظه‌هایی که از یک حادثه فراتر رفتند و به بخشی از حافظه جمعی جامعه تبدیل شدند.

این اثر که توسط انتشارات سوره مهر منتشر شده، مجموعه‌ای از ۱۹ روایت درباره شهدای پرواز اردیبهشت است؛ روایت‌هایی که از مواجهه مستقیم با حادثه، جست‌وجو، سوگ، واکنش‌های مردمی و بازتاب اجتماعی این رخداد شکل گرفته‌اند. کتاب نه در مقام گزارش رسمی ظاهر می‌شود و نه صرفاً به ثبت احساسات می‌پردازد؛ بلکه تلاش می‌کند صدای آدم‌های مختلف را کنار هم قرار دهد؛ از نیروهای امدادی و خبرنگاران تا مردم عادی، نوجوانان، روایت‌نویسان و حتی منتقدان.

وقتی روایت از دل بحران بیرون می‌آید

«به تماشا نمی‌شود» بیش از آنکه یک کتاب تاریخی باشد، روایتی زنده از تجربه یک بحران ملی است. نویسنده و گروه روایت‌نویسان همراه او، تلاش کرده‌اند متن را از دل میدان حادثه استخراج کنند؛ از جاده‌های منتهی به محل سقوط گرفته تا اتاق‌های مدیریت بحران و جمع‌های مردمی که اخبار را دنبال می‌کردند.

همین حضور میدانی، مهم‌ترین ویژگی کتاب محسوب می‌شود. روایت‌ها صرفاً بازنویسی اخبار نیستند؛ بلکه بازتاب لحظه‌هایی‌اند که افراد در آن زیسته‌اند. مه غلیظ، بارش باران، قطع ارتباطات، ابهام در اخبار و اضطراب عمومی، فضایی ساخته که در سراسر کتاب جریان دارد.

در بخش‌های مختلف اثر، مخاطب با آدم‌هایی روبه‌رو می‌شود که هرکدام از زاویه‌ای متفاوت به حادثه نگاه می‌کنند؛ یکی درگیر هماهنگی نیروهای امدادی است، دیگری میان شایعات رسانه‌ای سردرگم شده و فردی دیگر تنها منتظر یک تماس یا خبر قطعی مانده است. همین چندصدایی بودن، کتاب را از یک روایت تک‌بعدی دور کرده است.

وقتی سقوط یک بالگرد، ۱۹ زاویه دید پیدا می‌کند

از امید تا سوگ؛ تغییر تدریجی فضای روایت

یکی از نکات قابل توجه در ساختار کتاب، تغییر تدریجی حال‌وهوای روایت‌هاست. در فصل‌های ابتدایی، هنوز امید به پیدا شدن بازماندگان وجود دارد و فضای روایت‌ها آمیخته به انتظار و دلهره است. اما هرچه زمان می‌گذرد و اخبار روشن‌تر می‌شود، متن نیز آرام‌آرام وارد فضای سوگ و مواجهه با فقدان می‌شود.

نویسنده تلاش کرده این تغییر را بدون شعارزدگی یا اغراق ثبت کند. احساسات آدم‌ها در دل روایت‌ها شکل می‌گیرد؛ نه با توصیف مستقیم، بلکه از خلال جزئیات. گاهی یک تماس بی‌پاسخ، سکوت یک خبرنگار، یا خستگی امدادگری که ساعت‌ها در کوهستان جست‌وجو کرده، بیش از هر توضیحی فضای حادثه را منتقل می‌کند.

کتاب در کنار ثبت لحظه‌های بحرانی، به واکنش‌های مردمی نیز توجه دارد؛ تجمع‌هایی که در شهرهای مختلف شکل گرفت، مراسم‌های تشییع و فضایی که پس از اعلام رسمی شهادت در جامعه ایجاد شد، بخشی از این روایت‌ها را تشکیل می‌دهد.

کتابی که فقط روایت رسمی را تکرار نمی‌کند

یکی از ویژگی‌های مهم «به تماشا نمی‌شود»، تلاش برای فاصله گرفتن از روایت یک‌دست و رسمی است. در معرفی کتاب نیز تأکید شده که نویسندگان کوشیده‌اند «صداهای مختلف» را ثبت کنند؛ از موافق و منتقد گرفته تا روایت امید و نگرانی.

همین رویکرد باعث شده کتاب تنها به ستایش یا بازگویی کلیشه‌ای حادثه محدود نشود. در برخی روایت‌ها، نقدهایی نسبت به مدیریت بحران، نحوه اطلاع‌رسانی رسانه‌ها و آشفتگی فضای خبری نیز دیده می‌شود. نویسنده تلاش کرده نشان دهد در لحظه بحران، جامعه تنها با احساسات روبه‌رو نیست؛ بلکه پرسش‌ها، ابهام‌ها و انتقادها نیز بخشی از واقعیت‌اند.

این نگاه چندلایه، اثر را به روایتی اجتماعی‌تر تبدیل کرده است؛ روایتی که می‌خواهد تجربه جمعی یک جامعه در مواجهه با بحران را ثبت کند، نه فقط نتیجه نهایی حادثه را.

روایت‌هایی از دل مردم

بخش مهمی از جذابیت کتاب، به حضور آدم‌های عادی در متن روایت‌ها برمی‌گردد. در «به تماشا نمی‌شود» فقط چهره‌های سیاسی یا نیروهای رسمی حضور ندارند؛ مردم نیز بخشی از روایت‌اند. نوجوانی که اخبار را دنبال می‌کند، خانواده‌ای که نگران آینده است، خبرنگاری که ساعت‌ها درگیر انتشار خبر بوده یا فردی که در مراسم تشییع حضور یافته، همگی در شکل‌گیری فضای کتاب نقش دارند.

این حضور مردمی باعث شده کتاب از فضای خشک گزارش‌های رسمی فاصله بگیرد و به تجربه‌ای ملموس‌تر نزدیک شود. مخاطب احساس می‌کند با مجموعه‌ای از زندگی‌ها و واکنش‌های واقعی روبه‌رو است؛ واکنش‌هایی که در لحظه وقوع حادثه شکل گرفته‌اند و بعدتر به بخشی از حافظه عمومی تبدیل شده‌اند.

وقتی سقوط یک بالگرد، ۱۹ زاویه دید پیدا می‌کند

از «وعده صادق» تا «شب آرام غزه»

در بخشی از کتاب، روایت‌ها به نقش شهید حسین امیرعبداللهیان در تحولات منطقه‌ای و به‌ویژه ماجرای «وعده صادق» می‌پردازند. نویسنده در این بخش، علاوه‌بر اشاره به فعالیت‌های دیپلماتیک وزیر امور خارجه، تلاش می‌کند تصویری از فضای پرتنش منطقه در ماه‌های پس از هفت اکتبر ارائه دهد.

روایت سفر امیرعبداللهیان به سوریه، در شرایطی که اسرائیل فرودگاه حلب را هدف قرار داده بود، یکی از بخش‌های قابل توجه کتاب است؛ بخشی که تلاش می‌کند تصویری از تصمیم‌گیری در شرایط پرخطر ارائه دهد. متن، با تکیه بر خاطرات و روایت‌های نزدیکان، فضای امنیتی آن ساعات را بازسازی می‌کند و از اصرار وزیر خارجه برای ادامه مسیر سخن می‌گوید.

در بخشی از کتاب آمده است:

«حالا چه می‌شود؟ فلسطین چه می‌شود؟ شبیه این را شب گذشته دوستی پشت تلفن پرسیده بود.

یعنی یه بار دیگه شبی مثل وعده صادق رو خواهیم دید؟

شهید امیرعبداللهیان که حالا بر دوش سیل جمعیت تبریز می‌گذشت به وزیر خارجه بچه‌های غزه معروف شده بود. او باقیات صالحات بزرگی در وعده صادق از خود به جا گذاشته بود. برخی در تصمیم‌های بزرگ تردید می‌کنند، در حسابگریشان «اگر نشد» و «کارنامه وزارتمان را خراب کرد» را هم حساب می‌کنند و از ترس تبعات سنگین بار سیاسی تصمیمات کلان نظام را به دوش نمی‌کشند، اما وزیر خارجه کودکان غزه بار سیاسی وعده صادق را به دوش گرفت. شانه خالی کردن از دیگران کم ندیده بودیم، اما امیر عبداللهیان همان کسی بود که بعد از هفت اکتبر برای مذاکرات مدام در سفر منطقه‌ای بود.

در راه سوریه، اسرائیل فرودگاه حلب را زد. در آن لحظه هواپیمای آقای وزیر در آسمان عراق بود. فضا بسیار امنیتی شد. آقای خانعلی‌زاده می‌گوید خیلی‌ها اصرار کردند که هواپیما برگردد ایران اخبار حاکی از این بود که اسرائیل برای ممانعت از سفر امیر عبداللهیان به سوریه فرودگاه را زده است، اما او اصرار داشت که وقت ترس نیست. هواپیما در لبنان به زمین نشست و وزیر امور خارجه ایران از مسیر زمینی به سوریه رفت. او که حتی سر جان خودش محاسبه‌گری نمی‌کرد نقش بسزایی در بازدارندگی برای ایران و شب روشن مسجد الاقصی داشت. شب آرام غزه تنها شبی بود که بعد از هفت اکتبر بچه‌های غزه بدون صدای عبور جنگنده و انفجار خوابیدند.»

کتاب «به تماشا نمی‌شود» نوشته گروهی از نویسندگان در ۲۹۶صفحه و از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده است.

کد مطلب 6832076

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha